سال نو مبارک
شیشه ی عطر بهار ، لب دیوار شکست و هوا پر شد از بوی " خدا" .
همه جا آیت اوست . دیدنش آسان است ، سخت آن است که نبینی او را...
سال 1389 هم با همه فراز و نشیب های آن گذر کرد و رفت. قطعا سال 1390 که تا شروع آن تنها 13 ساعت باقی است نیز می آید و آن هم می گذرد. این خصوصیت زمان است که می آید و می گذرد. با این حال در این لحظات آخر سال برای همه مردم ایران آرزوی سلامتی، طول عمر با عزت ، موفقیت و شادکامی دارم و در آخرین پست وبلاگم در سال 1389 شعر زیبای حافظ شیرین سخن را به همه عزیزان تقدیم می کنم.
گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس
زين چمن سايه آن سرو روان ما را بس
من و همصحبتی اهل ريا دورم باد
از گرانان جهان رطل گران ما را بس
قصر فردوس به پاداش عمل میبخشند
ما که رنديم و گدا دير مغان ما را بس
بنشين بر لب جوی و گذر عمر ببين
کاين اشارت ز جهان گذران ما را بس
نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان
گر شما را نه بس اين سود و زيان ما را بس
يار با ماست چه حاجت که زيادت طلبيم
دولت صحبت آن مونس جان ما را بس
از در خويش خدا را به بهشتم مفرست
که سر کوی تو از کون و مکان ما را بس
حافظ از مشرب قسمت گله ناانصافيست
طبع چون آب و غزلهای روان ما را بس