کوتاه در باره نظریه لاکلائو و موفه
لاکلائو و موفه با استفاده از نظریه فوکو نظریه گفتمان را به همه امور اجتماعی و سیاسی تعمیم داده و میکوشند با استفاده از این نظریه جامعه معاصر را تحلیل کنند. در این دیدگاه، امور اجتماعی و سیاسی و به طور کلی جهان واقعیت، تنها در درون ساختهای گفتمانی قابل فهماند و گفتمانها به فهم ما از جهان شکل میدهند.
یکی از مفروضات این نظریه این است که جهان، پراکنده و پیچیده است و تنها از گذر مقولهبندیهای گفتمانی ما درک می شود. البته باید توجه داشت که در این نظریه واقعیت بیرونی نسبی نیست، اما فهم از واقعیت نسبی است و همچنین خارج از گفتمان ها هیچ قوانین عینی و ضروری ای وجود ندارد. جهت گیری تحول تاریخ نیز روشن نیست.
نظریه لاکلائو و موفه ریشه در دو سنت نظری «ساخت گرا» یعنی «مارکسیسم» و «زبان شناسی» سوسوری دارد. مارکسیسم مبنای اندیشه اجتماعی را برای این نظریه فراهم می آورد و زبان شناسی ساخت گرایی سوسور نظریه معنایی مورد نیاز این دیدگاه پساساخت گرایانه را در اختیار قرار می دهد. مطابق نظریه آنها، کل حوزه اجتماع به مثابه شبکه ای از فرآیندهای متفاوت است که در آن معنی تولید می شود. آنها معتقدند هر عمل و پدیده ای برای معنادار شدن و قابل فهم شدن باید در درون نظام گفتانی قرار گیرد.